رجوع مرد 6 زنه به همسر اول

مرد ميانسال بار ديگر در حضور قاضي عموزادي بيان كرد: همسرم در برابر من تمكين خاص و عام نكرده است ولي اگر در حال حاضر خواهان زندگي باشد من حرفي نداشته و به زندگي با او ادامه مي‌دهم. زن خطاب به قاضي اين پرونده با بيان اينكه شوهرم حرمت زندگي را نگه نداشته است، افزود: در بهمن 85 شوهرم 2 بار ازدواج كرده است و من ديگر از او زده شده و مي‌خواهم مهريه‌ام را بگيرم و در خانه ديگري زندگي كنم ولي هيچ‌گاه از او طلاق نمي‌گيرم. مرد در خصوص پرداخت مهريه به قاضي عموزادي گفت: حاضرم چهار برابر مهريه همسرم را بپردازم ولي 70 هزار تومان آن را به عنوان مهريه مي‌دهم و مابقي را تحت عنواني ديگر مي‌پردازم چرا كه مرجع تقليد من، پرداخت اين ميزان مهريه را حرام مي‌داند. وي بيان كرد: حرف اصلي‌ام اين است كه اگر همسرم مي‌خواهد به خانه بازنگردد، بايد طلاق بگيرد و دست از لجاجت بردارد. پسر اين زوج در دادگاه حاضر شد و با بيان اينكه بعد از فهميدن موضوع ازدواج ديگر پدرم، رابطه خوبي با او ندارم، گفت: پدرم مي‌تواند بي‌دليل مادرم را طلاق دهد ولي خواهان طلاق توافقي يا درخواست آن از سوي مادرم است.

وي در پاسخ به سؤال قاضي عموزادي مبني بر اينكه آيا مي‌تواني خرجي مادرت را بدهي، ‌افزود: من مهندس معدن هستم و فقط خرج خود را مي‌توانم بدهم؛ پدرم ارزش خانواده را ندانست و با ازدواج‌هاي متعدد و صيغه‌هاي 99 ساله ما را از خود دور كرد؛ پدرم وضع مالي خوبي دارد و مي‌تواند به راحتي مهريه مادرم را پرداخت كند. پسر 27 ساله در برابر قاضي عموزادي گفت: 8 ماه پيش، بعد از 25 سال زندگي، پدرم تهديد كرد كه خانه‌مان را از قيطريه به شوش منتقل خواهد كرد و ما بسيار رنجيده خاطر شديم. وي با بيان اينكه يك برادرم در قم دانشجوست و خواهرم نيز متأهل بوده و فرزند دارد، افزود: من از ازدواج‌هاي پدرم آگاه هستم حتي او با دختري كه هم‌سن من است، عقد 99 ساله كرده است و من ديگر تحمل چنين پدري را ندارم. زن خطاب به قاضي عموزادي گفت: نمي‌خواهم در كنار شوهرم زندگي كنم چرا كه از سال 84 او با دو منشي‌ شركت خود ازدواج كرده است و دائم عاشق يك فرد شده و با او ازدواج مي‌كند، در حقيقت من ديگر به شوهرم اعتماد ندارم. پسر جوان بار ديگر بيان كرد: پدرم مي‌خواهد همه را مجبور كند تا كاري را انجام دهند كه او دوست دارد ولي ما زير بار نرفته و ديگر او را به پدري قبول نداريم. قاضي اين پرونده، به دليل اينكه مهريه عندالمطالبه است تقاضاي زن را نوشت و اعلام كرد كه رأي صادرشده به دست شما خواهد رسيد و در پايان از زن خواست كه دل شوهرش را به دست آورد.

مردي در دادگاه خانواده گفت بعد از گرفتن 6 زن تازه متوجه شدم چه اشتباهي مرتكب شدم و چرا قدر محبت زن اولم را ندانستم؛ حال خواهان زندگي مجدد با زن اولم هستم.مردي ميانسال براي درخواست طلاق از همسرش، نزد قاضي حسن عموزادي رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده (2) ونك آمد. اين مرد در حضور قاضي عموزادي بيان كرد: تا به ‌حال 6 بار ازدواج كرده‌ام و از همه همسرانم به دلايل مختلف جدا شدم و اين زن ششم است كه در حال حاضر خواهان جدايي از او هستم. وي ادامه داد: تنها راه براي بهتر زندگي كردن، ازدواج با زن اولم است چرا كه تازه متوجه شدم چه گوهر گرانبهايي را از دست دادم. ين مرد با بيان اينكه فقط خواهان زندگي با زن اولم هستم و بايد در كنار او به زندگي ادامه دهم، گفت: همسر اولم به خاطر ازدواج‌هاي مكرر، از من جدا شد و حالا درخواست بازگشت او را دارم. وي با اشاره به اينكه يك فرزند 11 ساله از همسر پنجم دارم كه در حال حاضر با مادرش زندگي مي‌كند، افزود: با جدايي از زن ششم، مجدداً با زن اولم ازدواج خواهم كرد. مرد در مقابل قاضي عموزادي گفت: زن اولم با تمام مشكلات من كنار آمد اما من قدر او را ندانستم و در حال حاضر حسرت او را مي‌خورم.

زني با مراجعه دادگاه خانواده 2 (ونك) دادخواست مهريه 400 سكه بهار آزادي خود را به قاضي حسن عموزادي رئيس شعبه 268 اين مجتمع قضايي خانواده ارائه كرد.
اين زن ميانسال در مقابل قاضي عموزادي با بيان اينكه احتياج شديد به پول دارم، گفت: شوهرم حدود يك سال است كه به من نفقه نداده و من امروز به دادگاه آمده‌ام تا مهريه‌ام را بگيرم تا نياز مالي‌ام برطرف شود. وي با اشاره به اينكه دو پسر و يك دختر دارم، ادامه داد: زماني كه درخواست طلاق از سوي شوهرم به درب منزل ما آمد، من خانه را ترك كرده و مهريه‌ام را خواهان شدم.

 مرد در دادگاه خانواده حاضر بود و با بيان اينكه كار دولتي داشته و در كنارش كار غيردولتي نيز دارد، گفت: همسرم ترك منزل كرده است؛ او طي اين هشت سال زندگي به هر جايي كه من راضي نبودم، رفته است؛ در واقع من با اصرار و به خاطر به وجود نيامدن ناراحتي، با او موافقت مي‌كردم. وي ادامه داد: اگر همسرم از من تنفر دارد، مي‌خواهم به صورت توافقي جدا شويم و اگر خواهان زندگي است، مي‌تواند بازگردد؛ همسرم آبروي مرا در كل فاميل برده است و از من انتظار دارد كه به زندگي ادامه دهم، من به دليل اين رفتارهايش كه هميشه در مقابل اقوام از من بدگويي مي‌كرد، درخواست جدايي دادم.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.