من يا نيم من؟ وقتي زن و مرد يکي نمي‌شوند

يک روانشناس باليني در اين خصوص عواملي که بستر بروز مشاجره در خانواده را فراهم مي کنند، گفت: ضعف فرد در تنظيم عواطف و عوامل باليني همچون افسردگي، اضطراب، مصرف مواد مخدر و اختلال هاي شخصيتي بستر بروز مشاجره در خانواده را فراهم مي کنند.
دکتر “مسعود محمدي” روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي ايرنا افزود: سابقه ديدن آزار در دوران کودکي و يا مشاهده اختلاف و دعوا بين پدر و مادر به عنوان عوامل تاريخچه اي، عدم اعتماد به نفس، مصرف مشروبات الکلي، دخانيات و پايين بودن سطح خانواده از نظر وضعيت اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي نيز، در بروز اختلاف بين زوج هاي جوان موثر هستند.
وي اظهار داشت: بررسي ها نشان مي‌دهد که زنان در هنگام عصبانيت با شکايت، ناله کردن و حرف زدن خود را تخليه مي کنند در حاليکه مردها در هنگام عصبانيت حوصله شنيدن شکايات همسر خود را نداشته و مي خواهند تنها باشند.
وي افزود: بر اين اساس، تفاوت بين دنياي زن و مرد و عدم آگاهي زوج هاي جوان از اين تفاوت ها در بروز مشاجره بين زوج هاي جوان موثر است.
محمدي، با بيان اينکه در مشاجره بسياري از زوج ها به مرحله اي مي رسند که فقط مي خواهند ثابت کنند که حق با آنها بوده و نفر ديگر در اشتباه است (و هميشه اين طور بوده است)، اظهار داشت: اين نوع رابطه همانند نبرد مي ماند و اين سخنان مملو از خشم و سرزنش بوده و تنها سبب احساس کوچکي در طرف مقابل مي شود.
وي با تاکيد بر اينکه حرف هاي رد و بدل شده در چنين رابطه اي هرگز گوش داده نمي شوند، افزود: زن و شوهر نبايد در صدد ثابت کردن چيزي برآيند بلکه بايد در صدد يافتن راهي براي ايجاد يک پل براي درک متقابل باشند.
وي با اشاره به راههاي کاهش مشاجره بين زوج هاي جوان، يادآور شد: مشاوره قبل از ازدواج و ازدواج بر پايه شناخت در کاهش مشاجره بين زوج هاي جوان موثر است.
يک جامعه شناس نيز در خصوص عوامل تحريک کننده اختلاف بين زن و شوهرگفت: دنياي استرس زاي امروز، تضاد فرهنگي و نگراني از آينده به دليل عدم امنيت اجتماعي و اخلاقي عامل اصلي تحريک اختلاف ميان زن و مرد بخصوص زوج هاي جوان است.
دکتر “زهرا کاشي” در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي ايرنا افزود: نصيحت، سرزنش، گلايه کردن، منت گذاشتن، آوردن خستگي ها و درگيري هاي بيرون به داخل منزل، متهم کردن يکديگر، شاد نبودن، داشتن چهره غمگين و در نهايت انتقاد کردن از ديگر عوامل ايجاد اختلاف بين زن و شوهر هستند.
وي اظهار داشت: زن و مردي که تازه زندگي مشترک خود را آغاز کرده اند، براي جلوگيري از بروز هر گونه مشاجره و قبل از ورود به منزل بايد با استفاده از فنوني همچون کنترل روحيه خود و لبخند زدن، استرس ناخواسته زندگي امروزي را به آرامش تبديل کنند.
وي، با بيان اينکه زن و مرد در زندگي مشترک نبايد به دنبال “منيت” باشند، افزود: در صورتي که زن و شوهر در زندگي زناشويي سهم نيمي از تصميم گيري و اظهارنظرها را به همسر خود داده و وي را شريک خود بدانند نه برده و پايين دست خود، شاهد کاهش مشاجرات بين زوجين خواهيم بود.
وي ادامه داد: درد دل با يک مشاور، ورزش کردن و نواختن موسيقي در کاهش مشاجره زوج هاي جوان که تازه زندگي خود را آغاز کرده و هنوز شناخت چنداني از همسر خود ندارد، موثر هستند.
کاشي يادآور شد: ايجاد نهادهايي که از خانواده در مقابل بحران هاي اجتماعي و عاطفي حمايت کنند، از نظر اقتصادي نگراني خانواده را کاهش دهند و عمومي شدن سيستم مددکاري نيز، در کاهش اختلاف بين زوج هاي جوان موثر مي باشند.
يک محقق و متخصص مهندسي ذهن نيز، در اين خصوص گفت: زماني که زن و شوهر از يکديگر دلگير مي شوند بايد براي پاکسازي دل و جان خود از انديشه هاي مزاحم و به جاي فرياد زدن، ناراحتي هاي خود را برروي کاغذ بنويسند و به جاي توجه به نکات منفي همسر خود به خوبي هاي وي فکر کنند.
“عبدالوهاب فيروزي” افزود: آنها مي توانند با کشيدن نفسي عميق، تغيير مکان، تماشاي آسمان، شستشوي دست و صورت با آب سرد و حتي دوش گرفتن عصبانيت خود را به آرامش تبديل کنند.
وي اظهار داشت: هنگامي که ذهن شلوغ و دل نا آرام است بايد از انجام کارهايي همچون تصميم گيري عجولانه، بدگويي، منفي بافي، پنهان کاري، خودخوري و پناه بردن به افراد دلسوز نا آگاه پرهيز کرد.
وي، با اشاره به راه هاي ايجاد تفاهم بين زن و شوهر، گفت: شناسايي انتظارات ديگري و تلاش براي برآوردن آن ها، کاهش انتظارات خود در حد توانايي طرف مقابل و داشتن يک مشاور در صورت نياز در ايجاد تفاهم بين زن و شوهر جوان موثر هستند.
وي افزود: تشويق کردن همسر خود به صحبت کردن، پرسيدن سوال از بين صحبت هاي وي (تا متوجه شود که خوب گوش مي دهيم)، احترام به حرف وي و نه تاييد آن، برگرداندن حرف هايش به وي (تا بفهمد درست متوجه شده ايم)، درک، همدلي و قرار دادن خود جاي طرف مقابل (زن يا شوهر) نيز، در ايجاد تفاهم بين زوج هاي جوان موثر مي باشند.
يک عضو انجمن روانشناسان ايران نيز، مشاوره را در کاهش مشاجره بين زوج هاي جوان موثر دانست و گفت: مشاوره قبل از ازدواج براي تعيين سلامت زوجين و مسووليت پذيري آنها و نيز، آموزش مهارت هاي زندگي به زوجين براي تداوم و حفظ زندگي مشترک ضروري هستند.
دکتر “ژاله افشار منفرد” با بيان اينکه مشاوره ازدواج به دو قسمت مشاوره پيش از ازدواج و پس از ازدواج تقسيم مي شود، افزود: مشاوره پيش از ازدواج شامل مراحلي همچون آشنايي، تعريف عشق، ملاک هاي ازدواج موفق و پاسخ به اين پرسش است که به چه دليل مي خواهيم ازدواج کنيم؟
وي با بيان اينکه دو سال اول زندگي مشترک به عبارتي سخت ترين و از نظر علمي شيرين ترين دوران زندگي است، گفت: از آنجا که بيشترين ميزان طلاق در دو سال اول زندگي مشترک و به دليل عدم ايجاد سازگاري بين زوجين رخ مي دهد، مشاوره پس از ازدواج از اهميت ويژه اي برخوردار است.
وي اضافه کرد: آنچه در مشاوره روي مي دهد، درک اين نکته است که ازدواج، همسر ما را تغيير نمي دهد بلکه سبب آشکار شدن يکسري از ويژگي هاي وي مي شود.
افشار منفرد، با بيان اينکه بسياري از افراد معتقدند که ازدواج را با عشق شروع کنند در حاليکه بين عشق و هيجان فرقي قائل نمي شوند، گفت: اغلب عشق را با هيجان اشتباه مي گيرند، پس بايد دقت شود که در ازدواج جاي عشق و هيجان کجاست؟
اين روانشناس، با اشاره به اينکه در ازدواج هم احترام بين زوج وجود دارد و هم انتقاد، تصريح کرد: بيشتر ما انسان ها فقط خواهان احترام بوده و در صورت انتقاد، ناراحت مي شويم و مشاوره به ما کمک مي کند که انتقادپذير شويم.
افشارمنفرد، با بيان اينکه در سال هاي اول زندگي ايجاد اعتماد بين زوجين به نوعي دشوار است، افزود: مشاوره کمک مي کند که زوجين به جاي سوء تعبير رفتار يکديگر، مثبت انديشي را تمرين کنند.
وي يادآور شد: ازدواج بزرگ ترين سوغاتش استقلال از وابستگي ها به والدين بوده و اگر يکي از زوجين نتواند بين استقلال و وابستگي به والدين تعادل ايجاد کند، اختلاف را به دنبال دارد.
وي، با بيان اينکه مشاجره حاصل يک ارتباط معيوب بين زوجين بوده و زوج هاي جوان بايد چگونگي برقراري ارتباط صحيح با يکديگر را ياد بگيرند، خاطر نشان کرد: شنونده دقيق بودن، توجه به زبان بدن (اندام ها)، نگاه کردن به چشم هاي همسر (چون بزرگ ترين دريچه ارتباط بين انسان ها چشم هاست) و کيفيت صدا (نداشتن صداي خشن، بلند و افسرده) در ايجاد تفاهم بين زوج هاي جوان موثر مي باشند.
بر اين اساس، هر قدر در جامعه آموزش گستره تر شود و شروع زندگي مشترک نيز، با آموزش و آگاهي از مسائل زناشويي باشد، ميزان مشکلات، طلاق و جدايي زوجين کمتر و عوارض ناشي از آن و حتي آسيب هاي اجتماعي ناشي از آن نيز، کاهش مي يابد.

عوامل اجتماعي، فرهنگي و رواني در بروز عدم تفاهم بين زن و شوهر و ايجاد اختلافات خانوادگي موثرند اما ريشه مهم اختلاف بين زن و شوهر در عدم توانايي احترام گذاشتن به خود است.
عدم توانايي احترام گذاشتن به خود در کوتاه مدت تاثيراتي همچون اضطراب و ترس از جدايي و در بلند مدت ايجاد عزت نفس پايين را در يکي از زوجين به دنبال دارد.
بسياري از زنان و شوهراني که زندگي زناشويي موفقي دارند و براي روابط خود ارزش و احترام قائل هستند، معتقدند که دعوا و ستيز نه تنها سبب بهتر شدن يا به قول عده اي (نمک زندگي) نشده بلکه سبب از هم پاشيدن زندگي و تيره گي روابط مي شود.
…. چرا که دعوا سبب بروز ناراحتي اعصاب در زوجين و مهمتر از همه سبب از بين رفتن عشق و محبت در زندگي مي شود.
اغلب روانشناسان معتقدند: زن و شوهرها بايد بدانند که اين عقيده که دعوا به طور طبيعي موجب بهتر شدن زندگي مي شود غلط است زيرا از نظر رواني بعد از هر دعوا نوعي احساس ضعف و ناتواني در روابط بوجود مي آيد که تا مدتي مانع از انجام کارهاي روزانه شده و مانع از اتخاذ تصميمات درست و بجا مي‌شود.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *