روزهای امین

دیروز مُراجع مردی داشتیم که کمی موضوعش از بحرانی بسیار پنهان در جامعه و خانواده های رو به سقوط ایرانی حکایت میکرد … وی که در دستش برگه ای به چشم میامد و آن را سفت گرفته بود حدودا ۳۵ سال داشت و تقریبا دارای بدنی متوسط بود و به نظر فردی سالم و آرام میامد .
کاغذ را که خواندم تنم یخ زد و نتوانستم چیزی بر زبان بیاورم و تا لحظاتی در جایم میخکوب شده بودم اما کمی بعد با تسلط بر گفتار و به این اندیشه که شاید فرد دارای اختلال روانی باشد از وی سوالاتی کردم و مصاحبه ای کوتاه داشتم ولی به نظر مشکلی نداشت .
او که اصرار داشت نامه را به دادستان تهران بدهد و شکایتش را طرح نماید در شکاوییه خود اینچنین نوشته بود :
دادستان محترم تهران
این جانب …. متاهل مدتی است توسط همسرم شدیدا کتک خورده تا حدی که وی مرا به قصد کشت کتک کیزند به گونه ای که آسایش مرا سلب کرده و جایی در بدنم سالم نمانده از شما تقاضا دارم ضمن ارجاع من به پزشک قانونی به شکایت من رسیدگی نموده و ایشان را از این کار باز دارید !!!!!
من فقط مبهوتم
مشاور موسسه امین

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی : لطفا پاسخ صحیح را وارد کنید! *