اخبار ازدواج، ازدواج

سن ازدواج در میان روستاییان هم بالا رفت

 

دختر کویر سعی می کند لبخندی تصنعی به لب داشته باشد اما از توی نگاهش غمی بزرگ را می خوانی که شاید ترس از آینده ای نامفهوم را القاء می کند. وی به خوبی آگاه است که همه افراد ذکور خاندانش یواش یواش ، برای یک آینده درخشان به شهرهای بزرگ کوچ می کنند و کم کم جمعیت طایفه اش کاهش می یابد و حالا او مانده با پدر و مادری پیر و در هم شکسته و یک عالمه رسم و سنت قدیمی که دختر فقط باید با هم خون خود ازدواج کند.

دختر کویر می خواهد ازدواج کند و مانند خیلی از افراد تشکیل خانواده دهد اما پسران قومش به امید آینده ای زیبا کوچ کرده اند و حالا او مانده با آرزویی محال و رسم و رسومی دست و پاگیر!

کارشناس آسیب شناسی چه می گوید؟

هنجارهای فرهنگی، مناسبات، شرایط و نوع تمایلات از گذشته تاکنون در حال دگرگونی است و امروزه کمتر کسی به دنبال ازدواج های درون گروهی است. به گزارش برنا یعقوب موسوی آسیب شناس و جامعه شناس شهری با بیان این که امروزه به ازدواج برون گروهی از دو منظر مثبت و منفی نگاه می شود، می گوید:این ازدواج موجب تغییر شرایط جهت تشکیل خانواده جامعه می شود.وی بیان می کند: معیارها، علاقمندی، عشق و مناسبت های اجتماعی زوج های جوان در جامعه امروز موجب می شود که جوان عشایری دست به انتخاب بزند و برون از گروه و طایفه خود برای خود همسر انتخاب کند. موسوی با اشاره به این مطلب که ازدواج های برون گروهی موجب بالا رفتن سن دختران عشایری می شود، بیان می کند: به مرور زمان نگاه ها ی طایفه ای و قبیله ای به ازدواج برون گروهی تغییر می کند.وضعیت تجرد دختران عشایری موقت است و بعد از مدتی تغییر می کند.این آسیب شناس با بیان اینکه تجرد دختران عشایری به عنوان یک بیماری تلقی نمی شود که بتوان برای آن راهکار معرفی کرد، ادامه می دهد: به تدریج وضعیت هنجارمند جامعه، تغییر کرده و همه امور خانواده و جامعه دستخوش تحولات خواهند شد.به عبارتی اجرای برنامه های مختلف آموزشی، تربیتی و فرهنگی بر نگرش افراد تاثیر گذاشته و راه را برای انجام ازدواج های برون گروهی در میان این خانواده ها هموار خواهد کرد.

بالا رفتن سن ازدواج دختران فقط مختص به کلان شهرها نیست و مثل یک بیماری به روستاها و عشایر نیز منتقل شده است.

چهره آفتاب سوخته اش در زیر نور خورشید، سنش را چند برابر نشان می داد. با چنان مهارتی مشک را حرکت می داد که هر بیننده ای را به تحسین وامی داشت.همانند صحرایی که در آن قد کشیده بود خشن و سخت بود.حضورم را که احساس می کند برای لحظه ای دست از حرکت بر می دارد و با دست پر از پینه اش، دستم را می فشارد و بعد دوباره به کارش ادامه می دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 9 = سیزده