اخبار، اخبار حوادث، اخبار خانواده، زنان

اعتراف تکان دهنده پدر شکاک به سوزاندن دختر

بازپرسشعبه هفتم دادسرای ناحیه 27 پایتخت اعلام کرد : «سمیه» یک ازدواج ناموفقداشت و رابطه او با پدر و برادرش خوب نبود.با توجه به همین موضوع ، پدر وبرادر قربانی به نام های کاظم و امیر ، بازداشت شدند اما خود را بی گناهخواندند..«شهریاری» گفت : با این وجود ، تلاش برای کشف مدارک دادگاه پسند ،ادامه یافت و سرانجام ظهر دوشنبه پدر سمیه به کشتن دخترش اعتراف کرد  .

کاظماظهار داشت : دخترم تماس های مشکوک تلفنی زیادی داشت و با این احتمال کهاو با مردان غریبه ، رابطه دارد به تنهایی جانش را گرفتم.امیر بی گناه استو هیچ دخالتی در ماجرا نداشت . من به خاطر غیرتم این کار را کردم و حالا هرچه قانون حکم کند می پذیرم. مرد آتش افروز باتجدید صدور قرار قانونی روانه بازداشتگاه شد و پسرش در آستانه آزادی قرارگرفت .

دکتر فربد فدایی در گفت‌وگو با خبرنگاران :

اغلب فرزندکشان پدران هستند

تحقیق روانشناسان نشان می دهد بیشترفرزندکشی‌ها به دست پدران و بر اثر محرومیت‌های مختلف صورت می‌گیرد.

دکتر «فربد فدایی»گفت : کشتن فرزند دلایل مختلف دارد. گاهی اوقات ، فرد مبتلا بهیک بیماری شدید روانی است برای نمونه در افسردگی‌های شدید که همراه باهذیان است ممکن است که پدر و مادر ، با این احساس که فرزند آنان هیچ نصیبیجز بدبختی ندارد و آینده تاریکی در انتظار اوست فرزند یا فرزندان خود رابه قتل می‌رسانند

 .
وی افزود : در بیماری اسکینوفرنیا، ممکن است بیمارتحت تاثیر هذیان‌ها و توهمات ، افکاری در مورد ضرورت قتل فرزند به او القاشود و او را به کشتن فرزند وادار سازد   .

این روانشناس اظهار داشت : نوعیدیگر از اختلالات روانی به نام نابسامانی‌های هذیانی تحت تاثیر هذیان‌هایگزند و سوء ظن ، ممکن است با این خیال که فرزندشان متعلق به آنان نیست وناشی از رابطه نامشروع است اقدام به قتل فرزند خود کنند.

 دکتر فداییتصریح کرد : تعداد موارد فرزندکشی در اثر اختلالات روانی، در مجموع کم است.  خیلی از موارد فرزندکشی در اثر نوع دیگری از اختلالات روانی صورت می‌گیردکه به اختلال انفجاری دوره‌ای موسوم است به این معنی که فرد در اثر عواملجزیی ، بشدت تحریک پذیر و پرخاشگر می‌شود . برای نمونه صدای گریه فرزند و یاصدای خنده او و یا نافرمانی فرزند ، او را بشدت تحریک پذیر می‌کند به نحویکه برای ساکت کردن فرزند او را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد که در خیلی ازموارد منجر به مگر فرزند می‌شود .

وی خاطر نشان ساخت : در موارد دیگر مابا فردی روبرو هستیم که این اختلالات روانی را ندارد بلکه تحت تاثیرمحرومیت‌های اجتماعی و مشکلات مالی، در شرایط دشواری قرار می‌گیرد و فرزندخود را به قتل می‌رساند .

این روانپزشک تاکید کرد :‌ مشکلات رفتاری کودکو نبودن حمایت‌های اجتماعی منجر به این شکل از کودک آزاری می‌شود که ازانواع دیگر شایع‌تر است. معمولا پدر و مادری که به آزار فرزند یا قتل اومی‌پردازند، خود نیز در کودکی مورد آزار قرار گرفته‌اند . به همین جهت قبلاز هر چیز باید به فکر درمان آسیب‌های جسمی و روانی کودک آزار دیده بود .

دکترفدایی ادامه داد : آیا ماندن کودک آزار دیده نزد پدر و مادرش صحیح است یاخیر ؟ در جواب به این سوال باید اظهار داشت پدر و مادر کودک آزار دیده، خودمشکلات عدیده روانی دارند و بهتر است پس از درمان آنان ، کودک در همان محیطخانوادگی پرورش یابد. اما در مواردی که مشکل شدید و درمان ناپذیر می‌شودبهتر است که کودک در محیط دیگر پرورش یابد .

 

وی افزود : معمولا مرتکبانفرزندکشی ، به صورت آشکار پدران هستند و پس از آنها مادران به این عمل فجیعو جنایتکارانه دست می‌زنند. اما واقعیت این است که در بسیاری از اوقات ،زنان ، ‌کودک آزاری را به صورت پوشیده و غیر مستقیم انجام می‌دهند . اینروانپزشک عنوان کرد: برای نمونه بی‌توجهی به سلامت و تغذیه کودک یا رهاکردن او در موارد خطرناک مانند تنهاگذاشتن کودک به مدت طولانی و… ازنمونه‌های کودک آزاری زنان است .

 

دکتر فربد فدایی گفت : در مردان پرخاشگری تظاهر آشکار دارد که به صورت قتل، کتک و یا تجاوز جنسی صورت می‌گیرد .

وی یادآور شد : اکثر کودکان بعد از پدر و مادر توسط اقوام نزدیک مثل مادربزرگ ، پدربزرگ مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند .



درهمین حال باید تاکید کرد ماده 220 قانون مجازات اسلامی ، پدر یا جد پدریرا در صورت کشتن فرزند از مجازات مرگ (قصاص نفس) معاف داشته که همین مسئلهچالش‌های فراوانی را با توجه به روند روبه رشد پدیده فرزندکشی در جامعهحقوقی کشور به دنبال داشته است.

*
قاتل در چه صورتی قصاص نمی‌شود؟

کشتهشدن فرزند از سوی پدر یا جد پدری ؛ ماده 220 قانون مجازات اسلامی در اینمورد اشعار می‌دارد : «پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد ، قصاص نمی‌شودو به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد.»

درصورتی که شخص کسی را به دلیل اعتقاد به قصاص یا مهدورالدم بودن بکشد و اینامر بر دادگاه ثابت شود ؛ تبصره دو ماده 295 قانون مجازات اسلامی بیانمی‌دارد : در صورتی که شخصی کسی را با اعتقاد به قصاص یا مهدورالدم بودنبکشد و این امر بر دادگاه اثبات و بعد معلوم شود مجنی علیه مورد قصاص یامهدورالدم نبوده ، قتل به منزله خطای شبیه عمد است و اگر ادعای خود را درمورد مهدورالدم بودن مقتول به اثبات برساند ، قصاص و دیه از او ساقط است.»

قتل دیوانه توسط عاقل؛ ماده 222 قانون مجازات اسلامی نیز در این خصوصمی‌گوید: «هرگاه عاقلی دیوانه‌ای را بکشد، قصاص نمی‌شود ؛ بلکه باید دیهقتل را به ورثه مقتول بدهد و در صورتی که اقدام وی باعث اخلال در نظمجامعه یا خوف شده و یا بیم تجلی مرتکب یا دیگران رود ، باعث سه تا ده سالزندان تعزیری خواهد بود‍.»

 

قتل به دست دیوانه یا نابالغ؛ ماده 221قانون مجازات اسلامی بیان می‌دارد : «هر گاه دیوانه یا نابالغی عمداً کسیرا بکشد ، خطا محسوب و قصاص نمی‌شود؛ بلکه باید عاقله آنها دیه قتل خطا رابه ورثه مقتول بدهند.»

 

 قتل از سوی فرد مست مسلوب الاختیار؛ ماده 224قانون مجازات اسلامی در این باره اظهار می‌دارد : «قتل در حال مستی موجبقصاص است ، مگر اینکه ثابت شود بر اثر مستی به طور کل مسلوب الاختیار بودهو قصد از او سلب شده و قبلا برای چنین عملی خود را مست نکرده باشد . درصورتی که جنایت باعث اخلال در نظم جامعه یا خوف شده یا بیم تجری مرتکب ودیگران رود موجب سه تا 10 سال زندان تغزیری خواهد بود.»

 

چنانچه مجنیعلیه پیش از مرگ ، جانی را از قصاص نفس عفو کرده باشد ؛ ماده 268 قانونمجازات اسلامی نیز اشعاری دارد : «چنانچه مجنی علیه پیش از مرگ جانی را ازقصاص نفس عفو نماید، حق قصاص ساقط می‌شود و اولیای دم نمی‌توانند پس ازمرگ او مطالبه قصاص کنند.»

هر گاه مسلمانی کافری را بکشد، قصاص نمی‌شود. (مفهوم ماده 207 قانون مجازات اسلامی(

گر کسی به قتل عمد شخصی اقرار و پس از آن دیگری به قتل عمد همان مقتولاعتراف کند در صورتی که نفر اول از اقرارش برگردد ، قصاص یا دیه از هر دوساقط است. (ماده 236 قانون مجازات اسلامی(

 

هر گاه مادری جنین زنده خود را به عمد سقط کند.(مواد 622 تا 624 قانون مجازات اسلامی)

مردی که به اتهام سوزاندن دخترش بازداشت شده است امروز در دادسرای جنایی تهران ، لب به اعتراف گشود  .

 

به گزارش ایونا، افسرنگهبان کلانتری 130 نازی آباد ظهر پنجشنبه – 10مرداد 87 -مرگ مرموز زن 27ساله ای به نام «سمیه» را با دادسرای جنایی پایتخت در میان گذاشت   .

دقایقیبعد بازپرس محمد شهریاری (کشیک) و افسران دایره 10 اداره آگاهی مرکز بهساختمان مورد نظر رفتند و با دیدن جنازه سوخته ، رسیدگی به معما را دردستور کار خود قرار دادند .

شواهد نشان می داد سوختن سمیه با بنزین ، خود خواسته نبوده و با توجه به همین مساله ، فرضیه عمدی بودن آتش افروزی قوت گرفت…>>>

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 6 = نُه